العلامة المجلسي
125
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
به در آمده ودر خانه هيچ كس نبود . چون پرده را برداشتيم حجرهء بزرگى به نظر آمد كه گويا درياى آبى در ميان آن حجره ايستاده ودر انتهاى حجره حصيرى بر روى آب گسترده است وبر بالاى آن حصير مردى ايستاده است ، نيكوترين مردم به حسب هيأت ومشغول نماز است وهيچگونه به جانب ما التفات ننمود . أحمد بن عبد اللّه پا در حجره گذاشت كه داخل شود در ميان آب غرق شد واضطراب بسيار كرد تا من دست دراز كردم وأو را بيرون آوردم وبيهوش شد وبعد از ساعتي بهوش بازآمد ، پس رفيق ديگر اراده كرد كه داخل شود وحال أو نيز بدين منوال گذشت . من متحيّر ماندم وزبان به عذرخواهى گشودم وگفتم : معذرت مىطلبم از خدا واز تو اى مقرّب درگاه خدا ! كه واللّه كه ندانستم كه نزد كي مىآيم واز حقيقت حال مطّلع نبودم واكنون توبه مىكنم به سوى خدا از اين كردار ! پس به هيچ وجه متوجّه گفتار من نشد ومشغول نماز بود ، [ ما را ] هيبتي عظيم در دل به هم رسيد وبرگشتيم ومعتضد انتظار ما مىكشيد وبه دربانان سفارش كرده بود كه هر وقت كه برگرديم ما را به نزد أو ببرند . در ميان شب رسيديم داخل شديم وتمام قصّه را حكايت كرديم ، پرسيد كه پيش از من با ديگرى ملاقاة كرديد وبا كسى حرفى گفتيد ؟ گفتيم : نه . پس سوگندهاى عظيم ياد كرد كه اگر بشنوم كه يك كلمه از اين واقعه به ديگرى نقل كردهايد هر آينه همه را گردن بزنم وما اين حكايت را نقل نتوانستيم كرد مگر بعد از مردن أو . « 1 » و « محمّد بن يعقوب كلينى » روايت كرده است از يكى از لشكريان خليفه عبّاسى كه گفت : من همراه بودم كه سيما - غلام خليفه - به سرّمن رأى آمد ودر خانه حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام را شكست بعد از فوت آن حضرت . « 2 »
--> ( 1 ) . غيبت طوسي / 248 ، ومنتخب الأنوار المضيئة / 140 ، والخرائج والجرائح 1 / 460 مختصرا ، وبحار الأنوار 52 / 51 . ( 2 ) . عبارت ( بعد از فوت آن حضرت ) در مصدر نبود .